زين العابدين شيروانى

448

بستان السياحه ( فارسي )

فلكى آنچه شدنى است فراكيرد و حجب تعلّقات او مرتفع كردد در اين حالت هرچه كويد و آنچه كند راست باشد و اين كاه شود كه در خواب و كاهى بطريق الهام و كاهى بر سبيل وحى ظاهر كردد اين بود كه بطريق اجمال از عقايد حكماء ذكر نمود راقم كويد كه در اين كتاب جابجا در مقام مناسب از اقوال حكماء آورده و از حقايق ايشان بيان كرده و از كلمات آنها ذكر نموده است از اين طايفه جمعى كثير و جمعى غفير در هر طايفه و در هر ملّت ديده و بصحبت ايشان در اقاليم مختلفه رسيده و روزكارى با آن فرقه بوده و ايّام بسيار با ايشان معاشرت نموده است كه تفصيل آنها سياق اين مجموعه نيست و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين ذكر بعضى احوال اكابر آن ديار بطريق اختصار مخفى نماند كه راقم در آن ديار از اكابر و اعاظم قوم بسيار ديده و بصحبت جمعى كثير از مشايخ آن شهر رسيده كه ذكر همه باعث طول كلام خواهد بود لاجرم بذكر يك نفر از معاصرين و دو سه كس از متقدّمين مبادرت مىنمايد ذكر مسعود افندى آن بزركوار از اولاد مولانا جلال الدّين محمّد صاحب مثنوى قدس سرّه بود و در اكثر مراتب علمى و عملى بر مشايخ عصر تفوّق مىنمود و عمرى معقول يافته و تمامى عمر را بوادى فقر و فنا شتافته و در مسند ارشاد طريقهء مولويّه تمكّن بود روزى فقير سؤال نمود كه اكر طريقهء عليّه مولويّه را بيان نمائيد و آن را تفصيل فرمائيد غايت مكرمت باشد در جواب فرمود كه چون كسى خواهد كه در سلسلهء مولوى سر سپرد بايد كه قبل از تلقين و ارشاد هزار و يك روز خدمت كند و آن اشاره بعدد اسماء اللّه است و هر اربعينى بخدمتى معيّن بسر برد تا خدمات آن به انجام نرسد بتلقين و ارشاد مشرّف نكردد و اكر در خدمات مقرّره يك روز غفلت ورزد بايد كه خدمت را از سر كيرد مثلا اوّل يك اربعين در طويله رفته پايكاه اسبان و چهارپايان شيخ و فقرا را جاروب كشد و پاك و پاكيزه كند دويّم بايد كه يك اربعين چهارپايان را بوقت خود آب دهد و متوجّه شود سيّم يك اربعين حيوانها را تيمار كند و آسوده دارد و در آن سه خدمت بايد كه سه اربعين بجا آورد و در جزئيّات او غفلت نورزد چهارم يك اربعين صحن خانقاه را بروبد و جاروب كند و آب بپاشد و از خدمات غافل نباشد پنجم يك اربعين سقائى كند و براى فقراء و مطبخ لنكرخانه آب آورد و در آن اهتمام كند ششم يك اربعين ظروف و اوانى درويشان و لنكرخانه را بشويد و پاكيزه نمايد هفتم يك اربعين امور طبّاخى را متوجّه شود تا ياد كيرد و خدمات پسنديده نمايد هشتم يك اربعين طبخ نمايد و در آن سعى كند كه فقراء زحمت نكشند نهم يك اربعين خدمات بازار كند و حوايج خانقاه آورد و در آن اهتمام نمايد كه مغبون نشود و ضرر بمال اللّه نرساند دهم يك اربعين چراغ مقبره و فقراء روشن نمايد و در نظافت و پاك نمودن چراغها سعى كند و از وقت آن نكذراند يازدهم يك اربعين آب بجهة دست شستن فقرا كرم نمايد و دست ايشان را بموقع بشويد دوازدهم يك اربعين خدمت سفره كند و در سفره انداختن و اطعمه كذاشتن و سفره و ظروف برداشتن سعى كند كه خلاف قانون فقر نشود و جاى و مقام هركس را بداند و پيش‌قدم را از پس قدم فرق كذارد و درست بردارد سيزدهم يك اربعين خدمت مجلس نمايد و اهل مجلس را خدمات پسنديده كند و مرتبهء هريك را بشناسد و پايه هركدام را بداند چهاردهم يك اربعين جامه‌شوئى فقراء نمايد و در آن اهتمام كند كه پاكيزه شويد پانزدهم يك اربعين متوجّه خدمات فقراء و آنان كه حجره‌نشين و خلوت كزينند و مشغول طاعات و عباداتند و صاحبان ذكر و فكر و مجاهداتند شود شانزدهم يك اربعين نظارت كند و ناظر سر كار لنكرخانه باشد و در آن‌وقت كند كه تفريط و افراط نكردد و بيت المال ضايع نشود هفدهم يك اربعين وكيل خرج كل باشد و بخدمات طويله و مطبخ و مقبره و درويشان برسد و از احوال همكى خدمت شيخ خبر رساند و خرج و مصارف ايشان را معلوم كند و بر جملكى متوجّه شود هيجدهم يك اربعين صحبت كند و بايد كه باذن شيخ بنشيند و صحبت شنود و آنچه فرمايد و پير دليل كويد فراكيرد و بر اين نمط هزار و يك روز خدمت خود را به انجام رساند و چون به انجام رسد شيخ او را غسل كردن فرمايد و كسوت پوشاند و تلقين و ارشاد كند بذكر و فكر و مراقبه و ذكر جلى و قانون رياضت و مجاهده و عبادت به دو تعليم كند و جهة او حجره تخليه نمايد و اكل و شرب و مقدار آن را معيّن فرمايد و آن نيز